مصطفى محقق داماد

36

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

از اينكه در تمام لغات ، ترادف و اشتراك وجود دارد شكّى نيست . و لذا رنجى را كه بعضى از فرهنگ‌نويسان كشيده‌اند تا چنين مطلبى را انكار نمايند رنج بيهوده و تضييع وقت مىدانيم . سخن در انگيزهء به وجود آمدن ترادف و اشتراك است ؛ با توجّه به آنچه كه در نحوه و كيفيت وضع الفاظ بيان گشت ، طبيعى است كه گروهها و طوايف مختلفى كه همه به يك زبان سخن مىگويند هركدام بدون اطّلاع از ديگرى مبادرت به وضع واژه براى معنائى نمايند ، و در نتيجه يك واژه در يك زبان داراى معانى متعدّدى مىگردد ، و اشتراك بوجود مىآيد . و بالعكس براى يك معنا ، هر قومى جداگانه لفظى را منظور مىنمايد كه ترادف پديدار مىشود . اين مسائل سهل و آسان است و چندان جاى امعان نظر ندارد ، لذا به همين مقدار بسنده مىكنيم . و به بحث دقيق و درعين‌حال لطيفى كه اصوليّين در مبحث اشتراك تحت عنوان استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد طرح نموده‌اند مىپردازيم .